از سرم سایه ی هر غیر تو کم شد آخر

دل هر جایی من جَلد حرم شد آخر


با زبان عقده ی دل باز نشد باز ، نشد

متوسّل به اشارات قلم شد آخر


تا به ناگاه نگاهم به ضریحت افتاد

از وجودم غمِ هر شادی و غم شد آخر


باورم نیست که این عبدِ گنهکار خدای

شاملِِ لطف ِ خداوندِ کرم شد آخر


آرزویی به جز از عشق در این سینه نبود

شکر آنگونه که می خواست دلم شد آخر


سروده ی آذر ماه در حرم مطهّر رضوی

محمد هنری