همه چیز از عشق سرچشمه می گیرد

و من این را خیلی وقت قبل دریافته بودم

منتها کدام عشق؟

عشق اسطوره ای

همان که چند روز قبل درباره اش نوشته بودم

اما هدف اصلی ام دیدار مقصود بود

گمانم این بود برای ملاقات خدا می بایست

اول عاشق یک بنده ی خدا شد

و خداوند را در چشمانش به نظاره نشست 

تا آن زمان که به عشق آسمانی دست یابی 

و برسی به آنجا که شایسته ی توست ، شایسته ی انسان

اما نظرم  تغییر یافت 

اگر عشق زمینی نیافتم چه؟

همین دیشب در سرزمینی 

کفشهایم را  در آوردم

خواستم کلیم الله شوم 

آنجا که خدا صدایش کرد

وفرمود:

«واخلع نعلیک»

وبا لهجه خدا را صدا زدم

و آسمان را دیدم 

که با ابر هایش 

خیمه شب بازی در آورده بود

و زمین را 

که کنارم زانوانش را بغل کرده بود 

و عشق را

که چشمک زنان

در دلم جای می گرفت

دوستت دارم مهربان پروردگار 

مرانیز برای خود بپروران

آنگونه که بندگان خالصت را

می نوازی 

از دریای وجودت

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤