رباعی اول:
در یاد تو خویشتن فراموشم شد
مال و فرزند و زن فراموشم شد
آن لحظه که از یاد تو غافل ماندم
در غربت تن وطن فراموشم شد

رباعی دوم :
غرقم در خویش قایقی می جویم
دریافتن حقایقی می جویم
این چند بهار زندگی کافی نیست
در مرگ مجال عاشقی می جویم

پ.ن: از این به بعد اسم خودم را روی پست ها نمی نویسم ، به نظرم بهتر باشد.
پ.ن۲: این دو رباعی را در اتوبوس سرودم فردای شبی که تاصبح پیش یکی از دوستان عارف مسلک ام(فاز بالا) بودم...بهمن ماه ۱۳۹۳