درست است که مشکلاتی در زندگی ام هست ، همانگونه که در زندگی همه هست  ، با وجود ممکن بودن تمام شرایط  هرگز تن به نظم نداده ام... :-[ 

نظم هم به یکی از گمشده های زندگی ام بدل شده است و این به این معناست که حتی اگر بخواهم فقط مثل یک خوشگذران زندگی کنم ، به مانع بزرگی بر خواهم خورد .

چندان هم بی تلاش نبوده ام اما هیچگاه تصمیم جدی ای درباره ی منضبط شدن و سر و سامان دادن به کارهایم نگرفته ام...

                                 هنوز معتقدم که هرگاه ماهی را از آب بگیرم تازه است...

شاید برای من به این زودی ها محقق نشود👉

اماهمینکه فکرش را میکنم و تصمیم می گیرم ، یک قدم به نظم نزدیکترم :-)